مادربزرگ رفت....

خبر ساده بود اما رفتنش سخت........

رفت با تمام خاطراتی که پارسال باهاش داشتم

با خودش و اون خونه کوچولو.....اون آشپزخونه کوچیک

با اتاقمو خاطراتش........عشق/تنهایی.....غم/شادی....شبهایی که عاشق بودم و شبهایی که

تنها..........................

رفت

منتظر سال جدید و خاطرات خوب و خوش و تحولم

اممین..................

/ 2 نظر / 6 بازدید
باران

سلام. عزيزم خواستم برات نظر بذارم ، طولانی شد گذاشتم توی وبلاگم. منتظرتم وبلاگت خيلی قشنگه. اين متنت هم خيلی دلگيرم کرد. بای

بدون امضا

متاسفم