به شين خطاب کردم: که شيدا نيستم

به عين فرياد زدم : که عاشق نيستم

در گوش دال بود که نجوا کردم:.....دروغ بود.......

که هر آنچه به من گفتند دروغ بود....

که هر درد دل دل درد بود

و هر دل درد درد دل.....

به دخترک که ترازو دارد اميد نده..

به پسرک که هنوز دلش در کف دستش است و تا سطل آشغال راه درازی دارد  نويد نده....

به ميم گفتم که مرض بود...

يه ويروس ناشناخته....

يه حباب روی قلبش در اومده بود....چيز مهمی نبود....

ويروس که می دونی دورش ۱۵ روز بيشتر نيست.....

زود خوب ميشه...زود زود.....

اين مرض مسريه؟؟؟

.....يادم باشه سر راه از داروخانه يه ماسک بخرم....

 

شادزی...

/ 3 نظر / 2 بازدید
faeze

شيدای عزيز شب يلدايی مثل اينکه دل تو هم گرفته ولی چرا اين همه غمگين چرا هميشه يه غمی توی اينجا هست وقتی بازش می کنم .چرا فکر می کنی درد دلها دروغه ؟

دیوانه

هميشه غير منتظره . روزی چند بار می آييم ولی چيزی ثبت نشده و حال چيزی نوشته شده که حرفی برای گفتن نمی گزاره....

salam be maa ham sar bezanin