امروز رفتم وبلاگ سهیلا که بخونم و کامنت بزارم که یهو دلم هوای نوشتن و کرد و وبلاگ خودم..........

تو این مدت روزهای سختتری داشتم از اون موقع که اینجا می نوشتم...اما فکر کردم اینجا متعلق به کسیه که دیگه نیست و منم دیگه حرفی براش ندارم.......

شاید باز بنویسم.........

برای خودم...احساسات و اتفاقاتی که باید یه جا ثبت بشه که فراموش نشه که تکرار نشه

دیشب شب بدی بود...

دوست یک ماهه ی من داره میره استرالیا...کسی که تو این یک ماه خیلی روی من تاثیر گذاشت با شخصیت بزرگش..

کاش منم می تونستم مثل تو باشم......از خودم و غرورم خسته شدم....

کاش وقت بیشتری باهات داشتم...شاید بیشتر یاد می گرفتم

منو ببخش بخاطر همه ی بدرفتاریهام......

بهترینها آرزوی من برای تو.................دوستت دارم

/ 0 نظر / 7 بازدید