چقدر دلم واسه ليوان سوخت!

آروم بود...فقط وقتی به ديوار خورد يه صدايی داد...

شايد...آخ....!شايد يه فرياد واسه همراهی با آهنگ متاليکا که داشت می خوند....

و بعد...۱۰۰ تکه شد........

روی يه تيکش يه قطره آب بود؟!!

حتمآ اون تيکه چشمش بود!!!!

از ليوان ساکت تر؟....بی احساس تر؟؟

اونم گريه کرد و تو....!!!!!!!!!

 

شادزی.....

/ 3 نظر / 2 بازدید
حامد(پرسپولیس زلزله)

سلام خوبي عزيزم وبلاگ خوبي داري عزيزم موفق باشي هميشه به ما هم يه سري بزن منتظر حضور قرمزتون <همون سبز> <خنده> راستي ابديت ميکني خبر بده هوا تو دارم <چشمک> منتظرم بيا باي

فاطمه

امروز تصنیف های شادی بر برج های بلند آسمان نواخته می شود. مرغان سبکبال بهشتی شادمانه و عاشقانه خبر تولد حسن (ع) را برای اهل جنت می برند امروزها شکوفه های سبز امامت در آیینه خانه روشن عشق می رویند و ستاره ها به دومین امام ، دومین خوب و دومین یار و همنفس رسول الله (ص) و طلایه دار بفیه الله (عج) خیر مقدم می گویند .امروز شجاع ترین سردار سپاه علی (ع) آمد . امروز سید جوانان اهل بهشت آمد ، بزرگمردی که بازوانش شجاعت پدر را به یاد می آورد و گامهای مصممش در جادههای ایمان ، اراده رسول (ص) را

آقا کوچولو

سلام ميگن گريه مرد درده !!!. در عشقی کشيده ام که مپرس در ضمن ميگن هر کی از عشق گريه کرده شادی رو تجربه کرده. اصلان چه ربطی داشت؟؟؟!!!!! ربط داشت؟؟؟ نميدونم. امروز قاطم .بي خيال!!!! شادزی......... فعلا.........