سفر کنيد..

اتاقی در اين خانه است که يک تخت دارد

اتاقهايی        که چند تا

من عاشقی نبوده ام که جنگيده باشد با چی

خوابيده باشد باکی

و گفته باشد هيچی

تنهايم را برای زمين حمل می کنم که می گويند زن شد

زيبايم را در آينه محکم نگه داشته ام که بيايد کم کم    پاورچين

بی بی دل را در خودم دفن کرده ام

چه يادها که در من سفر نرفت

چشم تو بر عکس رودخانه در عکسی که داشتيم لب رودخانه گودشد

به اين عکس ها وقتی نگاه می کنم     بر عکس می شوم     شده ام

و نفرت دارم از       که راحت در گوش هام

لب هاش گفت:ماچ!  دوست دارم خيلی!

لینک
جمعه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٢ - sheida shams