من سکوت را دوست دارم به خاطر عظمت بی پايانش...

فرياد را می پرستم به خاطر انتقام گمگشته در عصيانش...

فردا را دوست دارم به خاطر غلبه اش بر فلک کج مدار....

پاييز را می پرستم به خاطر عدم احتياج.عدم اعتناش به بهار....

آفتاب را دوست دارم به خاطر وسعت روحش

که شب ناپديد می شود تا ماه فراموش کند حقيقت تلخی را که از او نور می گيرد....

زندگی ايده آل من است و من آن را تقديس می کنم..

به خاطر اينکه روزی هزار بار نابودش می کنند اما

هرگز نمی ميرد......

و نوشتن را دوست دارم  به خاطر ....

به زبان گلهايی که عليرغم يورش  خزان  هرگز  پژمرده نميشوند...

و قلوبی که پاره می شوند.صد پاره ميشوند...

ولی هرگز  بيچاره نمی شوند و هرگز نمی ميرند....

آشناست.................

لینک
پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢ - sheida shams