وقتی که ديگه نبود احساس کردم بايد باشه

احساس کردم با ذره ذره‌ی وجودم بهش نياز دارم

وقتی که ديگه رفت من به انتظار اومدنش نشستم

انتظار......وا‌ژه‌ای حسرت انگيز تر از انتظار هست؟

و وقتی که ديگه نمی تونست منو دوست داشته باشه من اونو عاشق شدم....

وقتی او تمام شد من در پی آغاز می گشتم...

پدرم ميگه:تو هميشه دير ميرسی

از بچگی دير ميرسيدی.......

 

لینک
سه‌شنبه ٢ دی ،۱۳۸٢ - sheida shams