به نام  او  که اول و آخر  عشق  است.به  نام آفريدگار  کلام........

 

از امروز قرار  اينجا بنويسم.......اين وبلاگ رو  دوست  عزيزم ديوونه 

واسم  ساخته.....به  اين اميد که  منم بتونم  مثل اون  بنويسم...

خيلی وقته که  ننوشتم....از  وقتی حس  کردم  ديگه فايده نداره.

وقتی کسی گوش نميده ..چه فرقی می کنه که  حرف  بزنی يا نزنی؟

دری  بگی  يا وری؟
نمی دونم.....

اما ديوونه‌ُ عزيز  و  نخورده مست  لطف  کردن و از نوشته هام تعريف کردن

و امروز  من  می نويسم...

نميدونم  از  چی؟

از  هر چيزی که  تو مودش باشم..........

 

غلام  آن  کلماتم  که  آتش  انگيزد!

نه  آب  سرد زند در  سخن بر  آتش  تيز.....

 

لینک
یکشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٢ - sheida shams