گاهی از کلمات بی زارم و گاهی تنها نجات گاه من همين زجرستان است

همين سکوتستان..........اين ها می آيند  مانند من بی مقصد و راه گم کرده

و من هم و ما هم شايد بی هيچ............

 وقت از ساعت پروازم  گذشته و  هنوز بالهايم در زير فشار بی امان  گرد و خاک

انبوهی سنگين و سنگين تر ميشود تا ياورم که ديگر هيچ و من بی هيچ .....

 

شادزی.......

لینک
یکشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٢ - sheida shams