چقدر دلم واسه ليوان سوخت!

آروم بود...فقط وقتی به ديوار خورد يه صدايی داد...

شايد...آخ....!شايد يه فرياد واسه همراهی با آهنگ متاليکا که داشت می خوند....

و بعد...۱۰۰ تکه شد........

روی يه تيکش يه قطره آب بود؟!!

حتمآ اون تيکه چشمش بود!!!!

از ليوان ساکت تر؟....بی احساس تر؟؟

اونم گريه کرد و تو....!!!!!!!!!

 

شادزی.....

لینک
شنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٢ - sheida shams